تحریم‌ها، جنگ و رنج غیرنظامیان؛ گفت‌وگو با رابرت فانتینا

رابرت فانتینا

سازمان دفاع از قربانیان خشونت در ادامه تلاش‌های خود برای مستندسازی نقض‌های جدی حقوق بشر و حقوق بین‌الملل بشردوستانه ناشی از اقدامات نظامی اخیر ایالات متحده آمریکا و رژیم اسرائیل علیه جمهوری اسلامی ایران، گفت‌وگویی تفصیلی با رابرت فانتینا انجام داده است. رابرت فانتینا نویسنده، روزنامه‌نگار و فعال حقوق بشر آمریکایی ـ کانادایی است که به‌واسطه آثار و فعالیت‌های خود در حوزه حقوق بین‌الملل، عدالت اجتماعی، مخالفت با جنگ و نقد نظامی‌گری شناخته می‌شود. فانتینا در این گفت‌وگو دیدگاه‌های خود را درباره پیامدهای انسانی فشارهای همزمان نظامی و اقتصادی علیه ایران، از جمله آثار تحریم‌ها، حملات به زیرساخت‌های غیرنظامی و خسارات زیست‌محیطی ناشی از حملات نظامی مطرح می‌کند. وی همچنین ابعاد حقوقی این اقدامات را از منظر حقوق بین‌الملل مورد بررسی قرار داده، محدودیت‌های سازوکارهای موجود برای تضمین پاسخگویی عاملان این اقدامات را تشریح می‌کند و نقش سازمان‌های مردم‌نهاد و جامعه مدنی را در افزایش آگاهی جهانی و پیگیری عدالت مورد تأکید قرار می‌دهد. این مصاحبه همچنین به موضوعاتی همچون هدف قرار گرفتن زیرساخت‌های حیاتی، دسترسی به خدمات درمانی و آموزشی، و پیامدهای زیست‌محیطی حملات علیه تأسیسات صنعتی و پتروشیمی می‌پردازد. فانتینا ضمن تأکید بر اهمیت چارچوب‌های حقوقی بین‌المللی، به چالش‌های سیاسی موجود در مسیر اجرای مؤثر این قواعد نیز اشاره می‌کند.

دیدگاه‌های مطرح‌شده در این مصاحبه لزوماً بیانگر مواضع رسمی سازمان دفاع از قربانیان خشونت نیست.

متن کامل این گفت‌وگو به شرح زیر است:

این اقدامات بی‌رحمانه‌ای که از سوی دولت‌های غربی اتخاذ شده‌اند، نوعی مجازات جمعی محسوب می‌شوند و بنابراین نقض حقوق بین‌الملل هستند. ایالات متحده و رهبران دیگر دولت‌ها ادعا می‌کنند که این اقدامات برای مجازات ایران به دلیل نقض حقوق بشر انجام می‌شود، اما در عین حال حاضرند نقض‌های شدید حقوق بشری که توسط اسرائیل و ایالات متحده صورت می‌گیرد را نادیده بگیرند. دارو و خدمات درمانی برای بقا ضروری هستند. ماده ۲۵ بند ۱ اعلامیه جهانی حقوق بشر، از جمله، مقرر می‌دارد: «هر کس حق دارد از سطح زندگی کافی برای تأمین سلامت و رفاه خود و خانواده‌اش، از جمله خوراک، پوشاک، مسکن، مراقبت‌های پزشکی و خدمات اجتماعی لازم برخوردار باشد.»

ماده ۲۶ نیز مرتبط است. بندهای ۱ و ۲ این ماده به شرح زیر هستند:

بند ۱: «هر کس حق آموزش دارد. آموزش باید دست‌کم در مراحل ابتدایی و اساسی رایگان باشد. آموزش ابتدایی باید اجباری باشد. آموزش فنی و حرفه‌ای باید به طور عمومی در دسترس قرار گیرد و آموزش عالی باید بر اساس شایستگی به طور برابر برای همه قابل دسترسی باشد.»

بند ۲: «آموزش باید در جهت رشد کامل شخصیت انسانی و تقویت احترام به حقوق بشر و آزادی‌های اساسی باشد. آموزش باید تفاهم، بردباری و دوستی میان همه ملت‌ها و گروه‌های نژادی یا مذهبی را ترویج کند و از فعالیت‌های سازمان ملل متحد برای حفظ صلح حمایت نماید.»

هرگاه دولتی جمعیتی یا بخشی از جمعیت را از این حقوق محروم کند، مرتکب نقض حقوق بین‌الملل شده است. با این حال، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، به همراه بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، اعلام کرده‌اند که یکی از اهداف جنگ آنان علیه ایران «کمک» به مردم برای سرنگونی دولت است. آنان امیدوارند با دشوار کردن شرایط زندگی مردم ایران تا حد استیصال، مردم را وادار به پذیرش خواسته‌های خود کنند. آنها مردم ایران و فرهنگ ایرانی را درک نمی‌کنند.

سازمان ملل متحد نشان داده است که قادر به جلوگیری از این جنایات یا پاسخگو کردن عاملان آنها نیست. شورای امنیت، نهادی از سازمان ملل است که می‌تواند اقدام کند، اما با توجه به حق وتوی ایالات متحده، این نهاد در گذشته مؤثر نبوده و اکنون نیز مؤثر نیست. دیوان کیفری بین‌المللی (ICC) و دیوان بین‌المللی دادگستری (ICJ) می‌توانند اقدام کنند، با وجود آنکه ایالات متحده اعضای این دادگاه‌ها را تحریم می‌کند و حتی مانع سفر آنان یا استفاده از کارت‌های اعتباری‌شان می‌شود. مؤثرترین اقدام، اعمال تحریم علیه این دولت‌های جنایتکار و رهبران آنهاست. همه کشورها باید توافقات تجاری و نظامی خود با آمریکا و اسرائیل را متوقف کنند. هرچند توقف کامل تجارت ممکن است عملی نباشد، زیرا بسیاری از اقتصادها به تجارت با آمریکا وابسته‌اند، اما می‌توان این روابط را کاهش داد. اکنون شاهد هستیم که بسیاری از کشورهای اروپایی در حال گسترش تجارت و سایر همکاری‌های خود با روسیه، چین و هند هستند و این روند باید ادامه یابد. همچنین رهبران آمریکا و اسرائیل، و رهبران سایر کشورهایی که حقوق بین‌الملل را نقض می‌کنند، نباید در هیچ کشوری که به حقوق بین‌الملل احترام می‌گذارد مورد استقبال قرار گیرند.

ایالات متحده و اسرائیل از هر آنچه در اختیار داشته‌اند برای تلاش در جهت نابودی ایران استفاده کرده‌اند. تعداد نامتناسب ایرانیانی که در این جنگ جان خود را از دست داده‌اند در مقایسه با تعداد اسرائیلی‌ها و شهروندان آمریکایی، بسیار زیاد است؛ زیرا دولت ایران جمعیت غیرنظامی را هدف قرار نمی‌دهد، اما دولت‌های اسرائیل و آمریکا چنین می‌کنند. دولت ایران کاملاً حق دارد از تنگه هرمز به گونه‌ای استفاده کند که از شهروندان ایرانی محافظت کرده و به آنان منفعت برساند. بستن تنگه هرمز تاکنون پیامدهای اقتصادی جهانی به همراه داشته است و این پیامدها حتی اگر تنگه امروز باز شود، ماه‌ها و شاید سال‌ها ادامه خواهد یافت. ترامپ ظاهراً حاضر است برای سرنگونی دولت ایران، اقتصاد جهان را نابود کند. ممکن است در دستیابی به هدف نخست موفق شود، اما اهداف او درباره ایران کاملاً غیرواقع‌بینانه است.

از آنجا که نهادهای بین‌المللی در مقابله با این نقض‌های شدید و آشکار حقوق بشر و حقوق بین‌الملل ناتوان بوده‌اند و بیشتر رهبران دولت‌ها نیز مایل به نادیده گرفتن آنها هستند، سازمان‌های مردم‌نهاد بهترین گزینه برای افزایش آگاهی جهانی نسبت به این جنایات و پیگیری پاسخگویی هستند. اعضای این سازمان‌ها، البته، برای کمک به مردم رنج‌دیده و آشکار کردن واقعیت‌هایی که جهان باید ببیند، جان خود را به خطر می‌اندازند.

اعضای سازمان‌های مردم‌نهاد باید به صورت علنی، حضوری و به ویژه در شبکه‌های اجتماعی سخن بگویند تا مردم عادی، در هر نقطه از جهان، بتوانند آنچه در فلسطین، ایران و لبنان رخ می‌دهد را مشاهده کنند. این سازمان‌ها باید مردم را به اقدام، از طریق اعتراضات مسالمت‌آمیز و همچنین مشارکت در فرآیندهای انتخاباتی، تشویق کنند تا به این فجایع پایان داده شود و عاملان آنها پاسخگو شوند.

دولت‌های آمریکا و اسرائیل هیچ اهمیتی برای حقوق بشر، چه در داخل مرزهای خود و چه در سطح جهانی، قائل نیستند. این تأسیسات صنعتی و پتروشیمی برای اقتصاد ایران ضروری هستند و به شکلی ایمن در خدمت مردم ایران قرار دارند. هنگامی که بمباران می‌شوند، تمامی سازوکارهای ایمنی نیز آسیب می‌بینند یا نابود می‌شوند و در نتیجه خسارات گسترده زیست‌محیطی، از جمله آلودگی هوا و خاک، ایجاد می‌شود. این اقدامات تلاش دیگری از سوی دولت‌های آمریکا و اسرائیل برای مجازات مردم ایران به دلیل سرنگونی دولت مورد حمایت آمریکا در سال ۱۹۷۹ است؛ تلاشی برای قرار دادن مردم در شرایطی چنان دشوار که علیه دولت کنونی خود قیام کنند. بار دیگر باید گفت که به دلیل فلج شدن شورای امنیت سازمان ملل توسط حق وتوی آمریکا، دیوان کیفری بین‌المللی و دیوان بین‌المللی دادگستری باید وارد عمل شوند. برای این کار، لازم است کشوری پرونده‌ای را مطرح کند؛ همان‌گونه که آفریقای جنوبی علیه اسرائیل به اتهام نسل‌کشی در فلسطین اقدام کرد. باید یکی از رهبران جهان حاضر باشد هژمونی آمریکا را به چالش بکشد و خطراتی را که همواره در مقابله با آمریکا وجود داشته و اکنون با دولت فعلی بسیار بیشتر نیز شده است، بپذیرد. اما تاریخ درباره کسانی که برای حفاظت از حقوق بشر و پایبندی به حقوق بین‌الملل اقدامی نکردند، قضاوتی سخت خواهد داشت. رهبران جهان نیز باید دریابند که صرف‌نظر از اقداماتشان، به هیچ وجه از رفتارهای غیرقابل پیش‌بینی رئیس‌جمهور کنونی آمریکا مصون نیستند.