قدرت رسانه، روایت‌سازی جنگ، و بازنمایی رنج غیرنظامیان: گفت‌وگویی انتقادی با الیور بوید-بارت

بوید بارت

در چارچوب تلاش‌های مستمر سازمان دفاع از قربانیان خشونت برای مستندسازی ابعاد انسانی، حقوقی و رسانه‌ای درگیری‌های اخیر مرتبط با ایران، این سازمان گفت‌وگویی با پروفسور الیور بوید-بارت، استاد ممتاز و پژوهشگر برجسته مطالعات رسانه و ارتباطات در دانشگاه بولینگ گرین ایالت اوهایو، انجام داده است.

این مصاحبه به بررسی نحوه بازنمایی رنج مردم عادی در مناطق درگیر جنگ توسط رسانه‌های غربی و تأثیر این روایت‌ها بر افکار عمومی جهانی درباره جنگ، مسئولیت‌پذیری و پاسخگویی می‌پردازد. پروفسور بوید-بارت در این گفت‌وگو تحلیلی انتقادی از پوشش رسانه‌ای جنگ ارائه می‌کند و نقش زبان، چارچوب‌بندی خبری و ساختارهای ایدئولوژیک را در شکل‌دهی به درک عمومی از عملیات نظامی و پیامدهای آن مورد توجه قرار می‌دهد.

این گفت‌وگو همچنین نحوه بازنمایی تلفات غیرنظامیان، استفاده از اصطلاحاتی همچون «حملات دقیق» و نیز اقتصاد سیاسی گسترده‌تر تولید اخبار بین‌المللی را بررسی می‌کند. علاوه بر این، محدودیت‌های ساختاری رسانه‌های جریان اصلی در پوشش درگیری‌هایی که پای قدرت‌های بزرگ غربی در میان است، مورد بحث قرار می‌گیرد.

این مصاحبه بخشی از تلاش گسترده‌تر برای مستندسازی و تحلیل پیوند میان رسانه، قدرت و منازعات بین‌المللی است.

دیدگاه‌های مطرح‌شده در این مصاحبه لزوماً بازتاب‌دهنده مواضع رسمی سازمان دفاع از قربانیان خشونت نیست.

متن کامل این گفت‌وگوی مهم در ادامه آمده است:

رسانه‌های غربی علاقه‌ای به رنج مردم عادی در ایران ندارند، مگر آنکه بتوانند استدلال کنند که این رنج توسط نهادهای حکومتی ایران ایجاد شده است، یا نشان دهند که رنج مردم عادی می‌تواند به بی‌ثباتی‌ای منجر شود که به غرب برای سرنگونی دولت ایران کمک کند.

رسانه‌های غربی تلاش می‌کنند پیامدهای انسانی منفی تجاوز بی‌دلیل آمریکا و اسرائیل علیه ایران را کم‌اهمیت جلوه دهند؛ تجاوزی که بر پایه تمام فریبکاری‌ها، تبانی‌ها و همکاری‌های غرب ــ همانند روندهایی که به توافق پیشین برجام منتهی شد ــ ما را به وضعیت کنونی رسانده است. این رسانه‌ها وانمود می‌کنند که بیشتر مردم جهان، از جمله شهروندان عادی غربی، از چنین جنایاتی عمیقاً شوکه نشده‌اند. در عوض، به این رویدادها توجه اندکی اختصاص می‌دهند و هم‌زمان توضیحاتی را برجسته می‌کنند که چنین حوادثی را پیامدهای تراژیک و ناخواسته جنگ نشان دهد، نه نتیجه مسئولیت مستقیم کسانی که جنگ را آغاز کردند، حملات را طراحی کردند، موشک‌ها را شلیک کردند یا بمب‌ها را فرو ریختند.

هدف از تبلیغات مربوط به «دقت» این است که افکار عمومی غرب اطمینان یابد اهداف حملات غرب با دقت انتخاب شده‌اند تا پیامدهای انسانی منفی به حداقل برسد؛ در حالی که در واقع ممکن است این پیامدها از پیش در انتخاب اهداف لحاظ شده باشند یا به‌درستی محاسبه نشده باشند. موشک‌ها و بمب‌ها در بسیاری موارد چیزی جز سلاح‌های غیردقیق نیستند (برای مثال زمانی که رهگیری می‌شوند) و در برخی درگیری‌های اخیر، بخش عمده‌ای از موشک‌ها و بمب‌ها اساساً سلاح‌هایی با دقت پایین بوده‌اند. آنچه می‌توان «نمایش انسان‌دوستی» نامید، صحنه‌ای است که در آن بازیگران نقش افرادی را ایفا می‌کنند که ظاهراً بسیار نگران کاهش آسیب به غیرنظامیان هستند. اما این نمایش، در اغلب موارد، ارتباط اندکی با واقعیت دارد. هدف آن، همان‌گونه که پیش‌تر گفته شد، تبلیغاتی است و همچنین فراهم کردن زمینه دفاعی در صورت وقوع چالش‌های حقوقی جدی و پاسخگو کردن عاملان شرارت.

رسانه‌های مستقل و کنشگران جامعه مدنی می‌توانند تمامی اقدامات عملی لازم را برای کالبدشکافی انتقادی و افشای ادعاهای گمراه‌کننده یا نادرستی که از سوی تمامی طرف‌های درگیر در منازعات بین‌المللی مطرح می‌شود، انجام دهند و از تمامی تلاش‌ها برای تحقیقات مستقل، حرفه‌ای و قضایی حمایت کنند.

نسل‌های جدید رهبران در غرب از میان طبقاتی ظهور کرده‌اند که ثروتمندان و صاحبان امتیاز در آن‌ها به‌شدت بیش‌ازحد نمایندگی شده‌اند. این افراد عموماً فاقد تجربه مستقیم از جنگ و وحشت‌های آن برای زندگی غیرنظامیان هستند. منافع مادی آن‌ها، منافع مردم عادی نیست. آنان درون طبقه اجتماعی خود و نیز در نهادهای آموزشی، سیاسی، مذهبی و حرفه‌ای، در حصاری از تخیلات ایدئولوژیک نولیبرالی «پایان تاریخ» پرورش یافته‌اند؛ تخیلاتی که پس از پایان جنگ سرد، حیات فکری را در بخش بزرگی از جهان ربوده و به انحصار خود درآورده است.