دیدگاه‌های استعمارزدایی، همبستگی جهانی، و مبارزه برای فلسطین

کلئونیکی الکسوپولو

مصاحبه اختصاصی سازمان دفاع از قربانیان خشونت با کلئونیکی الکسوپولو با موضوع دیدگاه‌های استعمارزدایی، همبستگی جهانی و مبارزه برای فلسطین.
این مصاحبه به عنوان بخشی از مجموعه کارشناسی سازمان دفاع از قربانیان خشونت (ODVV) در مورد فلسطین، همبستگی جهانی و حقوق بشردوستانه بین‌المللی انجام شده است. کلئونیکی الکسوپولو، پژوهشگر تاریخ اقتصادی، استعمارزدایی و مطالعات جنوب جهانی است و عضو کمیته راهبری ناوگان جهانی صمود می‌باشد. در سال ۲۰۲۵، او به مأموریت دریایی به غزه پیوست، که طی آن، او و سایر شرکت‌کنندگان توسط نیروهای اسرائیلی رهگیری و بازداشت شدند. کارهای آکادمیک او شامل نظام‌های اقتصادی استعماری، اقتصاد سیاسی و جنبش‌های اجتماعی است و او همچنان صدای فعالی در جنبش همبستگی جهانی برای فلسطین می‌باشد.

در این مصاحبه، الکسوپولو مسیر فکری خود را از مطالعات میراث‌های استعماری و وابستگی‌های اقتصادی به تعامل عمیق با فلسطین ترسیم می‌کند؛ مسیری که با بازدید او از کرانه باختری در سال ۲۰۰۹ شکل گرفت و تحت تأثیر نظریه‌های استعمارزدایی و نظام‌های جهانی قرار دارد.

او بر نقش حیاتی همبستگی بین‌المللی در تقویت صدای حاشیه‌نشینان، ایجاد اتحادهای پایدار و پیوند مقاومت فلسطینی با مبارزات ضداستعماری جهانی تأکید می‌کند، در حالی که بر لزوم گوش دادن اخلاقی و احترام به رهبری محلی تأکید دارد. با تکیه بر تجربه مستقیم خود در ناوگان جهانی صمود، او قدرت متحدکننده قایق‌های مأموریت، رهگیری غیرقانونی توسط نیروهای اسرائیلی و مزایای ناخواسته آن مانند استراحت کوتاه‌مدت برای ماهیگیران غزه، همراه با تاکتیک‌های روان‌شناختی در بازداشت را روایت می‌کند. او محاصره‌ها و تحریم‌ها را به عنوان ابزارهای تاریخی سلطه نقد می‌کند و محرومیت‌های عمدی را غیرقانونی طبق حقوق بشردوستانه بین‌المللی و مبنایی برای پاسخگویی می‌داند. با ارائه استراتژی‌های عملی ریشه‌دار در تحقیقات تاریخ اقتصادی خود، او از تولید محلی، تعاونی‌ها، زیرساخت‌های غیرمتمرکز و شبکه‌های دیاسپورا حمایت می‌کند که با تلاش‌های بین‌المللی برای گشایش کریدورهای بشردوستانه تقویت می‌شوند. در نگاه به آینده، او همبستگی جهانی پرانرژی را تصور می‌کند که توسط جوانان، جنبش‌های تقاطعی و دانش استعمارزدایی هدایت می‌شود و آزادی فلسطین را بخشی جدایی‌ناپذیر از عدالت جهانی می‌داند.
دیدگاه‌های بیان‌شده در این مصاحبه لزوماً منعکس‌کننده مواضع رسمی سازمان دفاع از قربانیان خشونت نمی‌باشند.

متن کامل این گفتگوی مهم به شرح زیر است:

جنبش‌های همبستگی بین‌المللی نقش ضروری در آشکار کردن عدم تقارن‌های قدرت که پایه اشغال را تشکیل می‌دهند و در تقویت صدای فلسطینی‌ها که اغلب در روایت‌های غالب حاشیه‌نشین می‌شوند، ایفا می‌کنند. از دیدگاه تحلیلی، چنین جنبش‌هایی ابعاد فراملی مبارزه ضداستعماری را تجسم می‌بخشند؛ آنها مقاومت محلی را به ساختارهای جهانی بی‌عدالتی پیوند می‌زنند و به بازسازی واژگان اخلاقی و سیاسی روابط بین‌المللی کمک می‌کنند.
با این حال، همبستگی باید فراتر از ژست‌های نمادین برود. این نیازمند تعامل پایدار، گوش دادن اخلاقی و شناخت این است که مبارزه فلسطینی با مبارزات جهانی گسترده‌تر علیه سرمایه‌داری نژادی، امپریالیسم و سلب مالکیت زیست‌محیطی درهم تنیده است. همبستگی مؤثر شامل ساخت اتحادهایی است که بر اصول مشترک عدالت، برابری، و استعمارزدایی استوار باشند، در حالی که عاملیت و رهبری کسانی که مستقیماً تحت تأثیر هستند را محترم می‌شمارند.
در نهایت، همبستگی بین‌المللی را نه تنها به عنوان یک الزام اخلاقی، بلکه به عنوان یک عمل تحول‌آفرین می‌بینم عملی که ما را دعوت می‌کند تا وابستگی متقابل جهانی را بازاندیشی کنیم و به طور جمعی به سوی نظم جهانی عادلانه‌تر و استعمارزدایی‌شده عمل کنیم.

قدرتمندترین لحظه مأموریت زمانی بود که همه قایق‌ها از بارسلونا، تونس، سیسیل و جزایر یونان، سرانجام در جنوب کرت متحد شدند تا یک ناوگان واحد تشکیل دهند. آن لحظه نماد همبستگی واقعی و قدرت جمعی بود. در شب‌های بعدی، در حالی که با قدرت نظامی عظیم یک دولت مجهز به فناوری پیشرفته روبرو بودیم، این حس وحدت حتی قوی‌تر شد.
همان‌طور که انتظار می‌رفت، ناوگان ما توسط نیروهای اسرائیلی رهگیری شد — عملی که نقض حقوق بین‌الملل است و در آب‌های بین‌المللی دزدی دریایی محسوب می‌شود. قایق ما، اکسیگونو، همراه با سایر قایق‌هایی که از یونان حرکت کرده بودند، ساعت‌ها تعقیب شد و سپس در حدود ۴۰ مایلی ساحل غزه متوقف گردید. طی انتقال ما به اشدود، صدای بمب‌ها را از دور می‌شنیدیم و متوجه شدیم که نمی‌توانیم داروها و غذایی را که برای کودکان منتظر روی ساحل حمل می‌کردیم، تحویل دهیم. با این حال، زیرا ناوگان جهانی صمود توجه مقامات اسرائیلی را جلب کرده بود، ماهیگیران غزه سرانجام توانستند بدون مزاحمت ماهیگیری کنند، حتی اگر تنها برای مدت کوتاهی.
هنگامی که به بندر رسیدیم، پیش از انتقال به مراحل طولانی پلیس که پیش از زندان بود، شاهد بودم که سربازان پرچم‌های فلسطینی ما و نقاشی‌های کودکان یونانی برای همسالان فلسطینی‌شان را پاره می‌کنند. آن لحظه، ظلم اشغال را به شکلی بسیار شخصی به تصویر کشید.
در داخل زندان، آنچه بیش از همه مرا تحت تأثیر قرار داد، پروپاگاندا روی دیوار اصلی بود: تصویری بزرگ از غزه ویران‌شده، که زیر آن عبارت «غزه جدید» به عربی نوشته شده بود و آشکارا برای خواندن توسط زندانیان فلسطینی предназнач نوشته شده بود. این برای شکستن روحیه‌ها بود، اما بر ما اثر معکوس داشت. این اعتقاد ما را تقویت کرد و تعهد ما را به دفاع از حقوق فلسطینی‌ها عمیق‌تر نمود.
این تجربه درک من از فلسطین و فعال‌گرایی جهانی را عمیقاً شکل داد. به من یادآوری کرد که همبستگی نمادین نیست — زیسته، پرخطر و عمیقاً انسانی است. شجاعت و تاب‌آوری مردم فلسطین همچنان مرا به دفاع از عدالت در هر جایی که انکار می‌شود، الهام می‌بخشد.

از دیدگاه یک مورخ، محاصره‌ها و تحریم‌ها نه تنها تاکتیک‌های نظامی، بلکه فناوری‌های پایدار سلطه هستند. در زمینه‌های استعماری و پسااستعماری در سراسر جنوب جهانی، کنترل غذا، نیروی کار و تحرک اغلب برای انضباط و بازسازی جوامع خدمت کرده است. آنچه امروز شاهد آن هستیم، ادامه این منطق است: محرومیت عمدی به عنوان ابزاری برای حکومت عمل می‌کند، تاب‌آوری جمعی را تضعیف می‌کند و وابستگی را تحمیل می‌نماید.
در سال گذشته، به عنوان بخشی از ناوگان جهانی صمود، دیدم که انکار حرکت (از راه زمین، دریا، و هوا) چگونه به حمله‌ای عمیق به زندگی و کرامت غیرنظامیان تبدیل می‌شود. طبق حقوق بشردوستانه بین‌المللی، چنین اقداماتی به وضوح محدود شده‌اند: گرسنگی دادن به غیرنظامیان و مجازات جمعی ممنوع است و قدرت‌های اشغالگر موظف به تضمین رفاه اساسی هستند. هنگامی که محرومیت سیستماتیک می‌شود، از حوزه ضرورت نظامی فراتر می‌رود و وارد حوزه غیرقانونی می‌شود — که در نهایت، استفاده سیاسی از رنج را به عنوان شکلی از کنترل آشکار می‌کند.
استفاده از محاصره، تحریم یا محرومیت عمدی که به طور قابل پیش‌بینی باعث گرسنگی، انکار تأمینات بشردوستانه ضروری، یا معادل مجازات جمعی شود، عموماً طبق حقوق بشردوستانه بین‌المللی غیرقانونی است و ممکن است مسئولیت دولتی یا مسئولیت کیفری فردی را فعال کند.

تحقیقات من در تاریخ اقتصادی اروپا و آفریقا نشان می‌دهد که جوامع تحت محاصره یا اشغال از شبکه‌های حمایت متقابل، اقتصادهای تعاونی و استفاده خلاقانه مجدد از کمبودها قدرت می‌گیرند.
برای فلسطینی‌ها، تاب‌آوری از طریق همان استراتژی‌های جمعی که جوامع در سراسر جنوب جهانی را پایدار کرده‌اند، پدیدار می‌شود: تولید محلی، تعاونی‌های تحت رهبری زنان، ابتکارات همبستگی اجتماعی و پیوندهای دیاسپورا که مرزهای تحمیلی را دور می‌زنند. زیرساخت‌های غیرمتمرکز (انرژی خورشیدی، کشاورزی جامعه‌محور، کار دیجیتال) می‌توانند وابستگی را کاهش دهند، در حالی که آموزش و تولید فرهنگی پایه‌های اخلاقی و خیال‌پردازانه استقامت را حفظ می‌کنند.
با این حال، این تلاش‌ها نیازمند همبستگی بین‌المللی برای گشایش کریدورهای بشردوستانه، حفاظت از زیرساخت‌های مدنی، و چالش با قانونی بودن خود تحریم است. به عنوان فعالان در ناوگان جهانی صمود، کار ما — از راه دریا، هوا، زمین — صرفاً نمادین نیست: هدف آن بازتأیید حق حرکت و ارتباط به عنوان پایه هر زندگی اجتماعی و اقتصادی قابل دوام است.
جایگزینی برای راه‌حل‌های سیاسی که محرومیت را در منبع آن پایان می‌دهند، وجود ندارد. حقوق بین‌الملل محاصره‌ها و تحریم‌هایی را که باعث گرسنگی غیرنظامیان یا معادل مجازات جمعی شوند، محدود می‌کند، اما اجرا و امداد عملی به ترکیبی از اقدام حقوقی، فشار دیپلماتیک، دسترسی بشردوستانه نظارت‌شده و اقدامات توسعه خلاقانه که تاب‌آوری را علی‌رغم محدودیت‌ها می‌سازند، وابسته است.

همبستگی جهانی با فلسطین وارد فاز جدیدی می‌شود؛ فازی که توسط آشکارگی بی‌عدالتی سیستماتیک و امتناع نسل‌های جوان‌تر، هنرمندان و پژوهشگران از سکوت شکل می‌گیرد. در آکادمی، تعهد رو به رشدی به روش‌شناسی‌های استعمارزدایی می‌بینم که فلسطین را در تاریخ‌های گسترده‌تر امپریالیسم و مقاومت در سراسر جنوب جهانی قرار می‌دهند. این تغییر نه تنها تحلیلی بلکه اخلاقی است: جدایی بین تحقیق و مسئولیت را به چالش می‌کشد و پژوهشگران را دعوت می‌کند تا در رابطه، نه انتزاع، بایستند.
در اقدام جمعی، آینده در ساخت شبکه‌های افقی و تقاطعی نهفته است که مبارزات برای آزادی، عدالت اقلیمی، حقوق کارگری و برابری جنسیتی را به هم پیوند می‌دهند. همبستگی باید از ژست‌های نمادین فراتر رود و به سوی حمایت مادی پایدار، تحرک و حفاظت برای کسانی که تحت محاصره زندگی می‌کنند، حرکت کند. از دیدگاه ناوگان جهانی صمود، باور دارم وظیفه ما ادامه گشایش مسیرها از راه دریا، هوا و زمین است؛ نه تنها برای تحویل کمک، بلکه برای تأیید اینکه حرکت، کرامت و استقامت جمعی همچنان ممکن است. افق آزادی فلسطین، در نهایت، افقی از رهایی مشترک است.