در چارچوب تلاشهای مستمر سازمان دفاع از قربانیان خشونت برای مستندسازی نقضهای جدی حقوق بشر و حقوق بینالملل بشردوستانه ناشی از اقدامات نظامی اخیر ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران، این سازمان گفتوگویی تفصیلی با دیوید سوانسون انجام داد. دیوید سوانسون فعال صلح، نویسنده، روزنامهنگار و مجری رادیویی آمریکایی است که در ایالت ویرجینیا فعالیت میکند. وی بنیانگذار و مدیر اجرایی سازمان World BEYOND War، شبکهای جهانی برای مقابله با جنگ و ترویج صلح، و همچنین هماهنگکننده کمپین RootsAction.org است. سوانسون همچنین مجری برنامه Talk World Radio بوده و بهواسطه فعالیتهایش در زمینه صلح، حقوق بینالملل و مخالفت با نظامیگری شناخته میشود. او در سال ۲۰۱۸ جایزه صلح بنیاد یادبود صلح ایالات متحده را دریافت کرد.
در این مصاحبه، سوانسون به چالشهای جلب توجه افکار عمومی جهانی نسبت به رنج غیرنظامیان، محدودیتهای سازوکارهای موجود حقوق بینالملل و نقش حیاتی جامعه مدنی در مطالبه پاسخگویی میپردازد. وی همچنین بر اهمیت مشارکت مستمر افکار عمومی و رسانههای مستقل در مقابله با عادیسازی جنگ و خشونت تأکید میکند.
دیدگاههای مطرحشده در این مصاحبه لزوماً منعکسکننده مواضع رسمی سازمان دفاع از قربانیان خشونت نیست.
متن کامل مصاحبه به شرح زیر است:
۱. در ایران شاهد حملات مستقیم به مناطق غیرنظامی بودهایم؛ از جمله حادثه مدرسه میناب که در آن ۱۶۸ کودک جان خود را از دست دادند و برخی خانوادهها همچنان در انتظار یافتن عزیزان خود هستند. به نظر شما جامعه مدنی چگونه میتواند اطمینان حاصل کند که این روایتهای انسانی در سطح جهانی دیده و درک شوند و صرفاً به اعداد و آمار در اخبار تقلیل پیدا نکنند؟
ایجاد محبوبیت و فراگیری گسترده در فضای آنلاین برای یک موضوع ــ مانند نسلکشی در غزه، جنبش «جان سیاهپوستان مهم است» یا جنبش «Me Too» ــ کار دشواری است. موضوع غزه هرگز نتوانست رسانههای بزرگ شرکتی را بهطور واقعی با خود همراه کند؛ جنبش «جان سیاهپوستان مهم است» برای مدتی موفق شد و جنبش «Me Too» نیز از همان رسانهها آغاز شد. معمولاً یک موضوع باید ابتدا بهعنوان یک موفقیت بزرگ و فراگیر دیده شود تا دیگران به آن بپیوندند و در آن مشارکت کنند؛ بنابراین برای خروج از این چرخه معیوب باید نوعی ابتکار یا ترفند به کار گرفته شود.
میتوان با برهم زدن یک رویداد، جلب مشارکت یک چهره مشهور، یا جلب حمایت یک سیاستمدار غیرمنتظره، روایتی تازه درباره خود آن موضوع ایجاد کرد. یا شاید حتی از ویدئوهای لگویی استفاده کرد. شاید این ویدئوها بتوانند از تمسخر ترامپ فاصله گرفته و بر کشتار جمعی تمرکز کنند.
سایر آنچه ما میتوانیم انجام دهیم، تولید مستمر نوشتهها، سخنرانیها، ویدئوها، فایلهای صوتی، تصاویر گرافیکی، تجمعات، بنرهای اعتراضی، گزارشها، مطالعات و فعالیتهای رسانهای در شبکههای اجتماعی است؛ بهگونهای که پیوسته این پیام را منتقل کنیم که کشتار جمعی بهصورت آشکار در حال وقوع است، به این امید که هنگام فراهم شدن یک فرصت مناسب، از پیش زمینه لازم برای تأثیرگذاری فراهم شده باشد. اما همین حالا نیز اکثریت بزرگی از مردم آمریکا با جنگها مخالفاند و میتوان این موضع را بهعنوان مخالفتی اخلاقی و درست با کشتار جمعی به رسمیت شناخت و علاوه بر ابراز همدلی، آنها را به اقدامات مؤثر نیز تشویق کرد.
۲. در شرایطی که زیرساختهای غیرنظامی ایران، از جمله مراکز درمانی، مدارس و خدمات عمومی، در جریان تنشهای جاری آسیب میبینند، چه مسیرهای حقوقی عملی برای پیگیری مسئولیت، محکومیت و دریافت غرامت وجود دارد؛ بهویژه زمانی که قدرتهای بزرگ درگیر هستند؟
هیچ چیز تا زمانی که به موفقیت نرسد «عملی» تلقی نمیشود، اما این احتمال وجود دارد که روزی حمایت جهانی از دیوان بینالمللی دادگستری (ICJ)، دیوان کیفری بینالمللی (ICC)، منشور سازمان ملل متحد و سایر معیارهای حقوق بینالملل، اقدامی عملی تلقی شود. من دوست دارم شاهد آن باشم که دولت ایران بهصورت علنی نامهای به وزارت خارجه ایالات متحده ارسال کند و در آن تصمیم خود برای پیوستن به پیمان کلوگ–بریان را اعلام کرده و از دولت آمریکا بهخاطر پیشگامی در جرمانگاری جنگافروزی تشکر کند. همچنین مایلم دولت ایران از دولت آمریکا بخواهد که قطعنامه اختیارات جنگی (War Powers Resolution) را بهدرستی تفسیر کند؛ کاری که حتی یک کودک هم میتواند و باید انجام دهد.
۳. با توجه به ادامه فشارهای نظامی و اقتصادی علیه ایران، برخی تحلیلگران به تنگه هرمز بهعنوان یک اهرم راهبردی اشاره میکنند. به نظر شما اقدامات محدودکننده در چنین آبراههایی تا چه حد میتواند در چارچوب حق دفاع مشروع یا بازدارندگی مورد بررسی قرار گیرد؟
تا آنجا که مستلزم استفاده غیرقانونی از مینهای دریایی نباشد.



