از غزه تا تهران: میراث امپراتوری و بحران حقوق بین‌الملل

هلنا کوبان

هلنا کوبان پژوهشگر ارشد بریتانیایی–آمریکایی و مدیر سازمان Just World Educational در مصاحبه با سازمان دفاع از قربانیان خشونت، حملات اسرائیل به ایران را بخشی از استعمار سکونت‌محور و مبتنی بر برتری تکنولوژیک و خشونت نمایشی دانست. او نهادهای بین‌المللی را تحت سلطه قدرت‌های بزرگ توصیف کرد و ادعای دفاع مشروع اسرائیل را «مزخرف» خواند. کوبان همچنین بر ضرورت همگرایی جهانی برای مقابله با خشونت اسرائیل و بازگرداندن نقش سازمان ملل تأکید کرد.

در چارچوب تلاش‌های سازمان دفاع از قربانیان خشونت برای مستندسازی ابعاد حقوقی و انسانی تجاوز نظامی رژیم صهیونیستی به ایران (از تاریخ ۲۳ خرداد ۱۴۰۴)، خانم هلنا کوبان، نویسنده و پژوهشگر برجسته مسائل خاورمیانه، پاسخ‌های تحلیلی و عمیقی به پنج پرسش تخصصی ارائه داد. این تحلیل‌ها، که از منظر تاریخی، حقوقی و ضداستعماری تنظیم شده‌اند، بازتاب‌دهنده دهه‌ها تجربه ایشان در روزنامه‌نگاری، پژوهش و فعالیت‌های عدالت‌محور هستند.

نکات محوری مصاحبه
کوبان در پاسخ به نخستین پرسش درباره تداوم راهبردی استعمار سکونت‌محور در حمله اسرائیل به ایران، تحلیل خود را با نگاهی ساختاری به تاریخ برتری‌طلبی قدرت‌های «سفیدپوست غربی» آغاز کرد. او بر این باور است که امپراتوری‌های اقیانوس‌پایه غرب (پرتغال، اسپانیا، هلند، بریتانیا و فرانسه) با اتکا به فناوری دریانوردی، تسلیحات پیشرفته، و توانایی «فرار از پیامدهای جنایات» توانستند جوامع غیرغربی را سرکوب و مستعمره کنند. در این میان، خشونت سازمان‌یافته و تحقیر جوامع بومی ابزاری اصلی برای پیشبرد این پروژه‌ها بود.
به عقیده وی، اسرائیل نیز نمونه‌ای دیرهنگام از همین استعمار سکونت‌محور است که از آغاز بر سه اصل استوار بوده: برتری تکنولوژیک، مصونیت از پاسخگویی، و تمایل آشکار به خشونت نمایشی برای تنبیه مردم بومی منطقه. او اقدامات اسرائیل علیه ایران را، مانند جنایاتش در فلسطین، مشابه اقدامات تنبیهی امپراتوری‌هایی چون اسپانیا در قاره آمریکا یا بریتانیا در افغانستان و چین می‌داند.
کوبان در ارزیابی نهادهای بین‌المللی مانند شورای حقوق بشر سازمان ملل و دادگاه کیفری بین‌المللی (ICC)، عملکرد این نهادها را به‌شدت تحت سلطه منافع قدرت‌های بزرگ توصیف می‌کند. او معتقد است که بسیاری از گزارشگران ویژه اقدامات مهمی انجام داده‌اند، اما تا زمانی که نهادهایی چون شورای امنیت دست به اقدام عملی نزنند، این گزارش‌ها عملاً بی‌اثر باقی می‌مانند.
درباره ICC، او با صراحت می‌گوید که این دادگاه عملاً ابزاری در خدمت قدرت‌های غربی برای مجازات رهبران کشورهای آفریقایی است، نه نهاد عدالت‌خواه جهانی. به باور او، حتی صدور کیفرخواست علیه نتانیاهو تغییری در حمایت ایالات متحده و اروپا از سیاست‌های رژیم صهیونیستی ایجاد نکرده و «اصلاح ساختاری این دادگاه بی‌فایده» است. بودجه هنگفت آن نیز به جای صرف برقراری عدالت، صرف وکلای پرهزینه از کشورهای غربی می‌شود.
با اشاره به تجربه‌های تاریخی مقاومت غیرخشونت‌آمیز، کوبان تأکید می‌کند که ظرفیت بالایی برای شکل‌گیری جنبش‌های فرامرزی علیه تجاوزگری اسرائیل وجود دارد. با این حال، دولت‌های منطقه غرب آسیا (از جمله کشورهای عربی حوزه خلیج فارس) به‌دلیل وابستگی شدید به غرب، از چنین جنبش‌هایی هراس دارند.
او سیاست خارجی چین را در مهار این واگرایی‌ها مؤثر دانسته و خواستار اقداماتی هوشمندانه، اخلاق‌محور و هماهنگ در سطوح دیپلماتیک، اقتصادی و مدنی برای مقابله با خشونت اسرائیل و پایان دادن به پروژه‌های توسعه‌طلبانه آن در منطقه می‌شود. با این حال هشدار می‌دهد که این تلاش‌ها ممکن است برای نجات مردم غزه دیر شده باشد.
در پاسخ به ادعای اسرائیل مبنی بر استناد به ماده ۵۱ منشور ملل متحد، کوبان این روایت را «مزخرفی آشکار» می‌خواند. به گفته او، اسرائیل و حامیان غربی‌اش همواره با سوءاستفاده از مفهوم دفاع مشروع، اقدامات خشونت‌بار خود را توجیه می‌کنند. او معتقد است که اکثریت شهروندان غربی نیز دیگر این ادعاها را باور نمی‌کنند.
کوبان همچنین از تغییر گفتمان واشنگتن از «نظم مبتنی بر قانون» به بی‌اعتنایی کامل به حقوق بین‌الملل (به‌ویژه در دوران ترامپ) انتقاد می‌کند. به اعتقاد او، این رویکرد آمریکا فضای بیشتری برای اسرائیل فراهم کرده تا قوانین بین‌المللی را نادیده بگیرد و با مصونیت کامل دست به جنایت بزند.
کوبان معتقد است که تخریب عامدانه زیرساخت‌های درمانی، امدادی و غیرنظامی توسط اسرائیل در تهران و غزه، صرفاً جنبه نظامی ندارد بلکه هدف آن، نمایش بی‌پرده خشونت، قدرت‌نمایی و بی‌پروایی در نقض حقوق بشر است. این نمایش خشونت به‌وضوح پیامی برای بازداشتن سایر ملت‌ها از حمایت از مقاومت است.
او از سخنان یکی از مقامات سابق امنیتی اسرائیل یاد می‌کند که گفته بود «دیدن ویرانی‌ها ممکن است مردم غزه را وادار به تغییر وفاداری کند». به عقیده کوبان، رسانه‌های بزرگ غربی عامدانه این واقعیت‌ها را پنهان می‌کنند؛ مثلاً از «بحران غذا» در غزه سخن می‌گویند بدون آنکه اسرائیل را عامل آن معرفی کنند. با این حال، او به ظهور رسانه‌های مستقل و کاهش حمایت افکار عمومی غرب از اسرائیل اشاره کرده و آن را تحولی مثبت اما دیرهنگام می‌داند.
در پایان، کوبان خواستار همگرایی جهانی برای پایان دادن به سیاست‌های «ضدبشری و قانون‌گریز» اسرائیل در سراسر منطقه غرب آسیا و بازگرداندن نقش رهبری سازمان ملل در احقاق حقوق مردم فلسطین و دیگر ملت‌های منطقه شد.