روایت‌های رسانه‌ای و محو حقوق بین‌الملل

بوید بارت

در این مصاحبه پروفسور جوزف او. بوید-بارت ‌ استاد بازنشسته ارتباطات بین‌الملل، دانشگاه ایالتی بولینگ‌گرین به بررسی نقش رسانه‌های جریان اصلی در مشروعیت‌بخشی به روایت‌های نادرست علیه ایران، نقد استناد آمریکا و اسرائیل به ماده ۵۱ منشور ملل متحد و افشای جنایات جنگی و نسل‌کشی رژیم صهیونیستی می‌پردازد. او ساختار فعلی سازمان ملل را ناکارآمد دانسته و تنها راه‌حل را اصلاح این ساختار و پایان دادن به سلطه‌گری یک‌جانبه می‌داند.

در ادامه تلاش‌های سازمان دفاع از قربانیان خشونت (ODVV) برای جمع‌آوری نظرات حقوقی و تحلیلی نخبگان مستقل بین‌المللی در محکومیت تجاوز نظامی رژیم صهیونیستی و ایالات متحده آمریکا به جمهوری اسلامی ایران که از تاریخ ۲۳ خرداد ۱۴۰۴ آغاز شد و به شهادت بیش از ۱۱۰۰ تن از شهروندان غیرنظامی کشورمان (از جمله ۱۳۲ زن و ۴۷ کودک) و مجروح شدن بیش از ۵۷۵۰ تن انجامید، گفت‌وگویی مکتوب با پروفسور جوزف او. بوید-بارت، از صاحب‌نظران برجسته حوزه رسانه‌های بین‌المللی و تحلیل جنگ و تروریسم، انجام گرفت.
در این مصاحبه محورهایی همچون نقش رسانه‌ها در مشروعیت بخشی به جنایت، تفسیر حقوقی تجاوز، عملکرد نهادهای بین‌المللی، ساختار قدرت جهانی، گرسنگی دادن سیستماتیک و پیامدهای زبانی گفتمان غربی در نظام بین‌الملل مورد واکاوی قرار گرفته است.

نکات محوری مصاحبه
پروفسور بوید-بارت در پاسخ به پرسش نخست درباره نقش رسانه‌های جریان اصلی در پوشش تجاوز اخیر به ایران، این رسانه‌ها را بازتاب‌دهنده کامل منافع سیاست خارجی ایالات متحده دانست. به اعتقاد ایشان، به‌ویژه روایت‌سازی مکرر رسانه‌ها مبنی بر تهدید هسته‌ای ایران، در حالی ‌که این کشور نه سلاح هسته‌ای دارد، نه تمایل به تولید آن داشته و همواره عضو متعهد NPT و تحت نظارت آژانس بین‌المللی انرژی اتمی بوده، نمونه آشکار مشروعیت بخشی به روایت‌های نادرست و ضدایرانی است. در مقابل، رژیم صهیونیستی که صدها کلاهک هسته‌ای در اختیار دارد، تحت هیچ نظارتی نیست و حتی عضو NPT نیز نمی‌باشد.

وی در خصوص استناد رژیم صهیونیستی و آمریکا به ماده ۵۱ منشور ملل متحد (دفاع مشروع) در توجیه حمله، این ادعا را به‌کلی رد کرده و آن را یک جنایت جنگی آشکار دانست؛ زیرا هم تهدید هسته‌ای ایران کذب است و هم ایران و آمریکا در زمان حمله در حال مذاکرات صلح بودند. حتی آژانس با استناد به شواهد مشکوک ایران را «خارج از تعهد» معرفی کرده که به گفته او، یک فریب آشکار در راستای اهداف تجاوزکارانه بوده است.
وی با اشاره به گفته‌های صریح مقامات اسرائیلی در دفاع از نسل‌کشی در غزه و قتل کودکان در صف غذا، این جنایت‌ها را بزرگ‌ترین فاجعه بشری پس از هولوکاست دانست. وی رسانه‌های غربی را متهم کرد که با تأخیر غیرقابل توجیه در پذیرش واقعیت نسل‌کشی، نقش انفعالی و غیرحرفه‌ای ایفا کرده‌اند. به‌زعم او، سازمان ملل باید با ابزارهای الزام‌آور از مردم فلسطین حمایت کرده و نهادهای خود مانند آژانس را به‌دلیل احتمال همدستی با قدرت‌های متجاوز مورد بازبینی جدی قرار دهد.
بوید-بارت حمله اسرائیل به زیرساخت‌های غیرنظامی مانند بیمارستان‌ها، تأسیسات آب و کارخانه داروسازی را ادامه الگویی دانست که قبلاً در غزه نیز تکرار شده است. به‌زعم وی، این اقدامات در راستای پروژه صهیونیستی گسترش نفوذ اسرائیل به سرزمین‌های همسایه است و رژیم صهیونیستی در پی سلطه منطقه‌ای و مقابله با قدرت‌هایی چون ایران است.
او گرسنگی دادن سیستماتیک مردم غزه را یکی از ابزارهای جنگی رژیم صهیونیستی توصیف کرد و با اشاره به ناتوانی ابزارهای موجود سازمان ملل در جلوگیری از این اقدامات، خواستار آن شد که سازمان ملل در شرایطی چون نسل‌کشی، به استفاده از قدرت الزام‌آور روی آورد.
در پاسخ به سؤال سازمان دفاع درباره مشارکت مستقیم آمریکا از طریق اطلاعات، تسلیحات و هماهنگی در حملات، او گفت که هرچند از منظر حقوقی باید این کشور پاسخگو باشد، اما در عمل «قدرت بالاتر از قانون» است. او تنها راه‌حل را اصلاح ساختارهای سازمان ملل، چندقطبی‌سازی نظام بین‌الملل و پایان دادن به سلطه‌گری یک‌جانبه دانست.
در واکنش به تلاش برخی محافل برای معرفی ترامپ به‌عنوان نامزد جایزه صلح نوبل، او این اقدام را «یک نمایش مضحک» توصیف کرد که شایسته هیچ تحلیل جدی نیست.
در پایان، وی به تغییر تدریجی زبان سیاست خارجی آمریکا و جایگزینی مفاهیمی مانند «نظم بین‌المللی مبتنی بر قواعد» به‌جای حقوق بین‌الملل اشاره کرد و این تغییر را نتیجه سیاست سلطه جهانی آمریکا دانست که پس از فروپاشی شوروی آغاز و در سه محور تقابل با چین (تایوان)، روسیه (اوکراین) و ایران (با واسطه اسرائیل) پیگیری می‌شود.

در مجموع می‌توان گفت این مصاحبه تأکیدی است مجدد بر عمق بی‌اعتمادی تعدادی از نخبگان بین‌المللی به ساختار فعلی سازمان ملل و همچنین نقش حیاتی رسانه‌ها در پوشاندن جنایت‌های رژیم صهیونیستی. اصرار مداوم این‌گونه کارشناسان بر لزوم بازاندیشی در سازوکارهای بین‌المللی برای پیشگیری از تکرار چنین فجایعی، نکته مهمی است که می‌توان از آن بهره‌برداری مناسب نمود.