سکوت راهبردی، کنترل رسانه‌ای و اعتبار دیپلماتیک در منازعات معاصر: گفت‌وگو با دکتر رائول رودریگز

رائول رودریگز

در چارچوب تلاش‌های مستمر برای مستندسازی و تحلیل پیامدهای حقوق بشری منازعات مسلحانه معاصر و نقش کنترل اطلاعات در شکل‌دهی به روایت‌های جهانی، سازمان دفاع از قربانیان خشونت گفت‌وگویی با دکتر رائول رودریگز، تاریخ‌دان و استاد دانشگاه اهل کوبا و مدیر مرکز مطالعات نیم‌کره‌ای و ایالات متحده در دانشگاه هاوانا انجام داد.

دکتر رودریگز دارای مدارک عالی در رشته‌های تاریخ، روابط بین‌الملل و مطالعات زبان انگلیسی است و تجربه دانشگاهی گسترده‌ای در تدریس تاریخ ایالات متحده و روابط کوبا و آمریکا به دانشجویان کوبایی و بین‌المللی دارد. او همچنین مشارکت‌های فراوانی در پژوهش‌های علمی درباره سیاست خارجی آمریکا، رژیم‌های تحریمی، و مطالعات آمریکای لاتین و حوزه کارائیب داشته و مدیر برنامه ملی علوم اجتماعی و انسانی در کوبا نیز هست.

در این مصاحبه، دکتر رودریگز درباره نقش سکوت رسانه‌ای، دیده‌پذیری الگوریتمی و ارتباطات راهبردی در شکل‌دهی به افکار عمومی درباره منازعات، از جمله کم‌توجهی به آسیب‌های وارده به غیرنظامیان، تأمل می‌کند. او همچنین تأثیر همزمان تعامل دیپلماتیک و فشار نظامی بر اعتبار مذاکرات بین‌المللی را با بهره‌گیری از تجربیات کوبا و کشورهای جنوب جهانی تحت تحریم بررسی می‌کند. افزون بر این، او پیامدهای انسانی فشار اقتصادی و چالش‌های بازتاب دادن رنج غیرنظامیان در مجامع جهانی را در شرایطی که پاسخگویی نهادهای بین‌المللی محدود باقی مانده، مورد بحث قرار می‌دهد.

این مصاحبه بر تلاقی ساختارهای رسانه‌ای، قدرت ژئوپلیتیک و پاسخگویی بین‌المللی در محیط‌های معاصر منازعه تأکید دارد.

دیدگاه‌های مطرح‌شده در این مصاحبه لزوماً بازتاب‌دهنده مواضع رسمی سازمان دفاع از قربانیان خشونت نیست.

متن کامل این گفت‌وگوی مهم در ادامه می‌آید:

در روزگار کنونی که جریان‌های اطلاعاتی ظاهراً بی‌پایان هستند، یکی از مؤثرترین ابزارها در روابط بین‌الملل معاصر نه ارتباطات، بلکه فقدان آن است. سکوت راهبردی، چه از سوی دولت‌ها، نیروهای نظامی یا نهادهای رسانه‌ای، بیش از پیش به شکلی حساب‌شده از پیام‌رسانی تبدیل شده است؛ تلاشی برای کنترل تنش‌ها، ایجاد ادراکات خاص، و مدیریت افکار عمومی داخلی و بین‌المللی. تصمیم برای گزارش نکردن، پاسخ ندادن یا به رسمیت نشناختن یک رویداد، می‌تواند به همان اندازه هر بیانیه رسمی پیامدساز باشد.

برچسب‌ها و جملات کوتاه تبلیغاتی معمولاً جای تحلیل واقعی رویدادها را می‌گیرند و به سکوت و پنهان‌سازی فجایعی مانند کشتار دختران نوجوان در میناب، نسل‌کشی جاری در غزه، یا تخریب سیستماتیک جنوب لبنان کمک می‌کنند. در سراسر جهان، کسانی که سخن می‌گویند با خصومت فزاینده روبه‌رو هستند. حمایت‌های حقوق بشری در حال عقب‌گرد است و خشونت و آزار، به‌ویژه در فضای آنلاین، به‌طور فزاینده‌ای عادی‌سازی می‌شود.

دفاع مشروع از خود، اگر از سوی ایران یا کوبا باشد که تحت تهدید و تجاوز قرار دارند، به‌عنوان سرکشی معرفی می‌شود؛ اما تجاوز و نسل‌کشی، اگر از سوی اسرائیل صورت گیرد، به‌عنوان دفاع مشروع جلوه داده می‌شود. غول‌های رسانه‌ای غربی کنترل بیشتر رسانه‌ها را در اختیار دارند و بنابراین تعیین می‌کنند چه چیزی منتشر شود، و چند شرکت بزرگ فناوری نیز الگوریتم‌ها را کنترل می‌کنند. گاهی مهم‌ترین تحقیقات، داستانی با پیامدهای جهانی، منتشر می‌شود، اما سپس به‌طور خاموش در گمنامی فرو می‌رود.

این روایت‌هایی که با روایت مسلط همخوانی ندارند، اغلب با سقوط شدید میزان دیده‌شدن مواجه می‌شوند. این وضعیت به نوعی «برزخ ارتباطی» ناشی از «ممنوعیت سایه» شباهت دارد؛ شکلی از «حذف اجتماعی» که در آن محتوا همچنان آنلاین باقی می‌ماند، اما ممنوعیت سایه به نوعی «سانسور خاموش» تبدیل می‌شود. الگوریتم، بدون اطلاع‌رسانی، آن محتوا را از صفحه دنبال‌کنندگان و نتایج جست‌وجو پنهان می‌کند.

آنچه از ماه مه ۲۰۲۵ تاکنون بارها در روابط آمریکا و ایران رخ داده، یعنی در ۱۲ ماه گذشته، آشکارا بر اعتبار فرآیند دیپلماتیک تأثیر می‌گذارد، زیرا دولت آمریکا از یک سو درباره اهمیت دیپلماسی سخن می‌گوید و از سوی دیگر، در میانه مذاکرات به ایران حمله می‌کند. اقدامات آمریکا را می‌توان به‌عنوان تلاشی برای انتقال تقصیر به هدف حمله خود تعبیر کرد؛ به‌گونه‌ای که آن کشور را مسئول شکست مذاکرات یا گفت‌وگو معرفی کند.

در حال حاضر، ما با وضعیت مشابهی روبه‌رو هستیم. دولت ترامپ می‌گوید ترجیح می‌دهد مسائل میان کوبا و ایالات متحده را از طریق گفت‌وگو و دیپلماسی حل کند، اما همزمان تحریم‌ها و تهدیدات نظامی را افزایش می‌دهد؛ موضوعی که آشکارا هر ناظری را به این نتیجه می‌رساند که دیپلماسی و تعامل از نگاه آمریکا معنایی متفاوت دارد؛ یعنی تحمیل و وادارسازی کشور هدف به تسلیم.

در مورد کوبا، ما با پیامدهای انسانی فزاینده تحریم‌های یکجانبه آمریکا بر حوزه سلامت، بهداشت و حتی مشکلات مربوط به بیماری‌های ناشی از آب آلوده مواجه هستیم. تحریم‌های ثانویه و فرامرزی، توانایی دولت برای ارائه این خدمات پایه به شهروندان کوبایی را تحت تأثیر قرار می‌دهد. رویکرد عملی در مورد کوبا، جست‌وجوی جایگزین‌هاست؛ در حوزه نفت و انرژی، حرکت به سمت تولید داخلی و گزینه‌هایی مانند انرژی خورشیدی و بادی، هرچند پرهزینه، اما راه دیگری وجود ندارد. همچنین، حتی در برابر تحریم‌های ثانویه و فرامرزی، برقراری همکاری مکمل با دیگر کشورهای جنوب جهانی، تنها گزینه باقی‌مانده است.

راهکار، افشاگری خستگی‌ناپذیر درباره جنایات ارتکاب‌یافته در تمامی مجامع و محافل بین‌المللی ممکن است؛ همراه با ارائه داده‌ها و اطلاعات درباره پیامدهای انسانی و بی‌اعتنایی مطلق اقدامات آمریکا و اسرائیل به حقوق بین‌الملل؛ اقداماتی که هر روزه علیه هر دولت و مردمی که سلطه و تحمیل آن‌ها را نپذیرد و در برابرش مقاومت کند، اعمال می‌شود.